دو راهی

قرار گرفتن سر دوراهی سخته و سخت تر میشه وقتی از اول و آخر هیچکدوم مطمئن نیستی . رسیدم به بزرگترین دوراهی زندگیم و دیگه نمیتونم فکر کنم . چندین ماهه که دارم فکر می کنم و بیشتر فرسوده میشم و بدون هیچ نتیجه ای ادامه میدم .

اون اوایل که هنوز این دوراهی قطعی نشده بود و فقط یه هراس و واهمه بود (هر چند بزرگ) به راحتی می تونستم روی کارام تمرکز کنم اما روند برنامه هام که از حوالی مهر امسال میل میکنه به سقوط نگرانم کرده . شدم مثل دندون درد زده ای که یه شب و دو شب و یه هفته اول رو با مسکن سر میکنه و یه جوری باهاش کنار میاد اما بعد یه هفته دیگه مسکن فایده ای نداره . منم و یه دندون کرم زده از هم پاشیده که هیچ کاریش نمیتونم بکنم . و فرض هم بر این هست که تو عهد بوق زندگی می کنیم و امکان کاشت دندون وجود نداره . یا با دردش زندگی کنم و یا هم بکنم و بی دندون بشم . هیچکدومش مطلوب نیست .

حدودا ۱۵ روز دیگه امتحانات ترم ۳ هست ، یه سری تکالیف عقب افتاده دارم ، پایان نامه م از یه ماه پیش به اینور دیگه هیچ حرکتی نداشته و دیدن استاد راهنمام تو راهروهای گرم دانشگاه هرمزگان عرق سرد میشونه رو بدنم ، برنامه های شخصی زندگیم یکی یکی رفتن تو اغما و بی انگیزگی رو تمام زندگیم سایه انداخته . و تازه همه ی اینا با این شرح هست که خودم رو آدم قوی می دونم و اطمینان دارم هر کس دیگه ای بود شرایطش بعد این مدت بدتر از من بود .

تا عاقبت کار چه باشد …

پی نوشت (۲۴ آذر ۹۵) : وسط این نوشته حرف از دندون درد به میون اومد و شب رو با دندون درد به صبح رسوندم / اینم از احوالات ما!

 

0

Categories: لایف

۲ دیدگاه

  • sadra

    سلام اقای اسلامی. نوشته هاتون نگران کننده شده. شناختی ازتون ندارم و نمیتونم بگم از پسش برمیاید یا نه ولی امیدوارم این به قول خودتون دندون درد سخت هرچه زودتر آروم بشه.

    0
    • shin

      سلام جناب فهیم
      ممنون از این که به یادم هستید
      در پی هر رنجی رشدی هست پس نگران نباشید
      شرایط هر چه هم که سخت باشه مهم اینه که یه مدت بعد به سختیاش خواهیم خندید

      0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *