از دور خیابانی به نظر می رسید

از دور کولی و خیابانی به نظر می رسید

زنی که کنار خیابان

وسط هیاهوی موتور و ماشین های عبوری

توت های پای درخت را از زمین بر می داشت و می گذاشت توی پاکت پلاستیکی کوچک آن یکی دستش

نزدیکتر که شدم

وسط پیاده رو کودکی ایستاده بود خیره به دستان زن وسط خیابان و انتظارش را می کشید

حرفهای چند لحظه پیش دوباره توی ذهم مرور شدند

«مادر» است دیگر

عادت دارد با کارهای عجیب و غریبش شرمنده‌مان کند …

 

۹ اردیبهشت ۹۲

0

Categories: ادبی نوشته ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *