وقتی برای انجام کارایی که دوست داریم

photo_2015-03-29_20-44-361

نمیدونم شما چقدر به موجودات زنده دلبستگی دارید ، من خودم کلا به هیچ نوع موجود زنده ای علاقمند نبودم ، نه این که تنفری در کار باشه ها ؛ فقط چون آدم سر به هوا و بی خیالی هستم مطمئن بودم نمیتونم از یه موجود زنده حالا چه پرنده ای مثل قناری و طوطی باشه و چه یه گیاه مراقبت کنم و به همین خاطرم هیچوقت سمت این موارد نرفته بودم .

داستان از اونجایی شروع شد که طی دیدار تصادفی که عید نوروز دو سال پیش (۱۳۹۲) با یه زوج جوون که توی ماه عسلشون بودن داشتم یه برخوردی بین من و اون آقای عزیز پیش اومد که باعث رنجش من شد و سکوت کردم . فردای اون روز اون آقا و خانم یه دونه گل شمعدونی به من هدیه کردند که البته حرفی نزدن ولی حدس من این بود که واسه عذرخواهی هست که البته من دیگه از اون قضیه ناراحت هم نبودم و این شد شروعی برای علاقمند شدن من به گل و گیاه و رسید به الان که من یه گلخونه ۶ متری گوشه حیاط دارم با تعداد زیادی گل و گلدون که خیلی هم دوسشون دارم و براشون وقت میذارم .

عکسی که اون بالا می بینید مربوط به گل قاشقی هست که پارسال عید قلمه گرفتم و امسال گل داد و فوق العاده هم دوسش دارم . عکس مربوط به ۳ روز پیش هست .

0

Categories: لایف

منعطف نباشید !!!

منعطف نباشید .

شاید حرفم عجیب باشه براتون و شایدم خنده دار . آره من بر خلاف همه بهتون میگم منعطف نباشید . انعطاف چیزیه که شخصیت آدم رو خورد میکنه ، مث دروغ مصلحتی میمونه ، میگی این دفعه رو به خاطر مصلحت دروغ میگم و دفعه بعد و تا چشم به هم میزنی می بینی داری واسه ریز و درشت کارات دروغ میگی و مشابهش منعطف بودنه ؛ این یه دفعه رو حالا بی خیال میشم و این کارو انجام میدم ، حالا یه دفعه که هزار دفه نمیشه ، همین یه باره دیگه … و این میشه سرآغاز یه آدم دمدمی مزاج و بی برنامه و بی اصول . من ازتون میخوام اصولگرا باشید 🙂 اما اصول خودتون ، مهم نیست اصولتون چی هست اصلا . از همین امروز شروع کنید اصلا . به بهانه سال جدید یه کاغذ بردارید و بنویسید هر چی که علایق و سلایق و اصول و قواعد زندگیتونه . و بعد به اصولتون پایبند باشید و به همه نشون بدین که کوچکترین انعطافی در رابطه با اصولتون به خرج نمیدین .

ممکنه نیش و کنایه های بقیه اذیتتون کنه ولی شما کار خودتونو بکنید ، دهن مردم رو نمیشه بست اما خب اینم بهتون بگم بقیه زود خسته میشن و کنایه ها همیشگی نیست . تا یه زمانی من برا بقیه بهونه می آوردم و اما از یه جایی به این نتیجه رسیدم که تا همیشه نمیشه بهونه آورد پس باید رک و راست باشم . این که من یه سری اصول اخلاقی دارم ، این که از دروغ و حرفای خاله زنکی بدم میاد ، این که سیگار و قلیون و مشروب رو دوست ندارم ، این که ساعت خوابم با بقیه فرق میکنه ، این که به لحاظ عاطفی با بقیه یه خورده فرق میکنم ، این که … اینا همه ویژگی های شخصیتی و اصول اخلاقی منه و برام مهم نیست که بقیه می پسندن یا نه اما باید باهاش کنار بیان .

اما فایده این خشکی و انعطاف ناپذیری چی هست ؟ صادقانه بگم تا وقتی که برداشت بقیه از شما فردی باشه که میشه هر نظر و سلیقه ای رو بهش تحمیل کرد و یه جوری باهاش بده و بستونی کنار اومد به هیچ عنوان یه شخصیت مستقل و صاحب رای به حساب نمیاین ، روی اصولتون متعصب باشید و بذارید همه بدونن که با شما به راحتی نمیشه کنار اومد و شخصیتتون بیشتر از هر کسی واسه خودتون محترم هست و حاضر نیستید به هیچ وچه اصولتون رو نادیده بگیرید .

امیدوارم سال جدید (۱۳۹۴) یکی از بهترین های عمرتون باشه

0

Categories: اندیشه

استاد عزیز ؛ جوراباتو بشور لطفا!

ساعت ۹ و نیم شماره جناب استاد رو گرفتم ، بوق نخورده جواب داد و مشخص بود عجله داره

برای تعیین تاریخ امتحان و حذفیات منبع درسی که تتمه دروس دوره کارشناسی هست باید باهاش هماهنگ می کردم

قرار شد ساعت ۱۱٫۵ دانشکده باشم و با هم حرف بزنیم .

با چه زحمتی از زیر بار خونه تکونی شونه خالی کردم و رفتم دانشکده که اگه بشه دلشو به دست بیارم و واسه این تک درس مونده راضیش کنم یه مقداری از منبع رو حذف کنه و دیگه این آخر دوره ای زیاد اذیت نشم .

راس ساعت مقرر پشت در اتاقش بودم اما در بسته بود.

حدس زدم شاید تو اتاق اون یکی استاد که اتفاقا خیلی با همدیگه شیش و بش دارن باشه ، در زدم و گفت بفرمایید .

چشمتون روز بد نبینه .

باز کردن در اتاق همانا و از دست دادن موقت حس بویایی در همون لحظات اولیه همانا .

استاد ارجمند در اتاق رو بسته بودن و سجاده انداخته بودن که نماز بخونن و متاسفانه بوی جورابشون اتاق رو به گند کشیده بود .

خب عزیز من لاقل اون پنجره رو وا کن .

به هر زحمتی که بود چند دقیقه ای رو تحمل کردم و کاغذی رو که جناب استاد سپردا بودند به این یکی استاد رو گرفتم و اومدم بیرون .

از این که از ۳۶۰ صفحه منبع فقط ۶۰ صفحش حذف شده بود ناراحت شدم راستش ولی تمام روز دماغ و دِماغم (مغز سر) درگیر بوی جوراب دکتر مملکت بود .

0

Categories: لایف

اخلاق

آناخارسیس : چون تمام عادات و تقالیدی را که جماعتی مقدس می دانند گرد آوریم و از میان آنها آنچه را که جماعت های دیگر غیر اخلاقی می دانند حذف کنیم چیزی باقی نمی ماند .

0

Categories: اندیشه

دوسشون داری؟

تویی که خیلی ادعات میشه پدر و مادرتو دوس داری ؛ آره تو ! تا حالا چن بار پیش اومده به از برنامه ای که دوس داری بگذری و کانالیو بیاری که مامانت دوس داره ببینه؟؟؟

0

Categories: اندیشه

سلام دنیا!

سلام !

دوباره سلام دنیا

برای شروعی نو

و برای فراموش کردن گذشته و وبلاگی که ۳ سال عمر کرد و حالا دیگه تموم شده ؛ البته هنوز بکاپش هست اما دلم نمیخواد برگردیم به سابق ، دیگه نه من اون آدم قدیمم و نه اون حرفا حرفای امروز من ، با خیلیهاشم که کلا مخالفم 🙂

پس از سر نو سلام دنیا

0

Categories: لایف